مقدمه ای بر موسیقی سنتی ایران

مقدمه ای بر موسیقی سنتی ایران
228 بازدید 07-05-1399

در یک بیابانی دور از آبادی که حصارش معدود قله هایی است که از او پاسداری می کنند راه می روی، گوش کن،صدایش را می شنوی؟
کمی نزدیک تر بیا
اکنون شنیدی


این نوای نی چوپان تنهامانده در صحرای ماست، نوایی که از برای گله نیست که گله بهانه است برای دل چوپان که بگوید به چه اندازه دلش غمگین است، چوپان می دمد و نی جان می گیرد، عرش به لرزه درمی آید و قلب ما سحر می شود، آری، این اعجاز نوایی است که آدمی سالهاست با آن آشناست، می دانم،آن روزکه چوپان می نواخت فکرمی کرد که جزئی از تاریخ شود،تاریخی که دیروز ماست و ما نیز روزی به آن خواهیم پیوست،تاریخی که جزئی ازسنت ایست که همان سنت است، زیبایی سنت به قدمت آن است درست مثل همان نی چوپان که هر چه کندتر بود، دلنشینتر بود، پس باید بنویسیم، از آمیزش سنت و موسیقی، از وجود سنت در موسیقی و اینکه چرا پرداختن به روح این دو واژه مرابه خود مشغول کرده است، علت آن احساس غریبی است که نسبت به این موضوع در وجود خویش دیدم، موسیقی در ذره، ذره های هستی جاری است، گاه آنچنان بی صدا از کنار ما عبور می کند که حضورش را احساس نمی کنیم.

 

در وجود ما، در مکتب ما موزون ترین ترآنه هستی هر روز و هر شب درحال تکرار است و ما هیچ گاه آن را درک نمی کنیم, ترانه ای که به یادمان می آورد که زنده ایم وزندگانی مان چه بهایی دارد، ترانه ای که به یادمان می آورد چقدر محتاج صدای قلب عزیزمانیم.

موسیقی جزء هنرهایی است که از دیرباز در تمام جوامع بشری وجود داشته است، به گونه ای که می توانیم بگوئیم از آن زمان که بشریت شکل گرفت، خود را به موسیقی محتاج می دانست، انسان اولیه نیازهای ابتدایی خود را با آهنگ های موزون تلفیق می کرد، شکار، مرا سم آئینی و هر آنچه که از ابتدا وجود داشته به گونه ای با موسیقی مرتبط بوده است، از این رومی توان نتیجه گرفت که موسیقی از دیرباز پیوند ناگسستنی با سنت داشته است.
این مطلب را برای آن گفتم که جوهره این مقاله برای خودم و آنانکه به مطالعه آن می پردازند آشکار شود، گرچه در این اندک نوشته ها توا ن پرداختن به بحث کلی سنت در موسیقی نیست و شجاعت من درادای این تحقیق کم می باشد به همین علت وجود سنت رادرموسیقی ایران رامورد بررسی قرار می دهم.
ایران، کشور تاریخ، اسطوره، مذهب و سنت، کشور کاخهای به جامانده و برباد رفته که در هر یک از آنها روزی دنیایی جریان داشته است، چون که امروزه ما در آن نفس می کشیم و هیچ حال آن را در نمی یابیم، کشوری که روزگاری قلب تاریخ بوده است و امروز آنچنان از یاد رفته که خود ما نیز فراموش کردیم که عمراین سنگ فرش های زیر پایمان به کجامی رسد,ری ،ایران ،ایران جاوید که مهد هنر بوده است، انچنان که گفته اند هنر نزد ایرانیان است و بس. موسیقی در ایران قدمتی چند هزار ساله دارد، آنقدر که می توانیم موسیقی را جزئی از سنت ایرانیان بدانیم, ایرانی که جنگ های و آهنگ شیپورهایش آشناست، اعیادش و عدل را از یاد نمی برد،حفوت پادشاهانش به سیم های نازک تارجان داده است.